به شاگردم گفتم : چرا بدنت کبوده
گفت : فقط دعا كنید پدرم شهید بشه
خشكم زد
گفتم :دخترام این چه دعاییه
گفت : آخه بابام موجیه
گفتم : خوب ان شاالله خوب میشه عزیزم چرا دعا كنم شهید بشه
گفت : اخه هر وقت موج میگیردش حال خودشو نمیفهمه شروع میكنه منو مادر و برادرم رو كتك میزنه ولی مشگل ما این نیست
گفتم : پس مشگل چیه
گفت بعد اینكه حالش خوب میشه و میفهمه كه چه كار كرده شروع میكنه دسته پای هممون رو ماچ می كنه و معذرت خواهی می كنه
آخه ما طاقت نداریم شرمندگی پدرمون را ببینیم
اندکی سکوت ...
گفت بعد اینكه حالش خوب میشه و میفهمه كه چه كار كرده شروع میكنه دسته پای هممون رو ماچ می كنه و معذرت خواهی می كنه
آخرین مطالب
- ■ارسال فایل تا ۲۰ مگابایت در ایتا فعال شد
- ■یک باگ ساده امنیتی، اسناد هویتی میلیونها نفر را لو داد
- ■طبیعت بهاری زیبای هرسین
- ■اطمینان به آمریکا تکیه بر باد است
- ■پای نظام و رهبری در جبهه تولید هستیم
- ■چرا بحرین را پس نمیگیریم؟
- ■بصیرت سدی استوار در برابر جنگ ترکیبی
- ■اجازه سوءاستفاده از شرایط جنگی و فشار بر معیشت مردم را نخواهیم داد
- ■حماسه مردم هرسین در هفتاد و دومین شب حضور در خیابان
- ■محله ها هویت اجتماعی شهر هستند
پربیننده ترین ها
- ■پای نظام و رهبری در جبهه تولید هستیم
- ■حماسه مردم هرسین در هفتاد و دومین شب حضور در خیابان
- ■چرا بحرین را پس نمیگیریم؟
- ■طبیعت بهاری زیبای هرسین
- ■محله ها هویت اجتماعی شهر هستند
- ■اطمینان به آمریکا تکیه بر باد است
- ■برگزاری رزمایش سپاه تهران بزرگ با رمز «لبیک یا خامنهای»
- ■بصیرت سدی استوار در برابر جنگ ترکیبی
- ■اجازه سوءاستفاده از شرایط جنگی و فشار بر معیشت مردم را نخواهیم داد
- ■ارسال فایل تا ۲۰ مگابایت در ایتا فعال شد

نظر شما
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد