به شاگردم گفتم : چرا بدنت کبوده
گفت : فقط دعا كنید پدرم شهید بشه
خشكم زد
گفتم :دخترام این چه دعاییه
گفت : آخه بابام موجیه
گفتم : خوب ان شاالله خوب میشه عزیزم چرا دعا كنم شهید بشه
گفت : اخه هر وقت موج میگیردش حال خودشو نمیفهمه شروع میكنه منو مادر و برادرم رو كتك میزنه ولی مشگل ما این نیست
گفتم : پس مشگل چیه
گفت بعد اینكه حالش خوب میشه و میفهمه كه چه كار كرده شروع میكنه دسته پای هممون رو ماچ می كنه و معذرت خواهی می كنه
آخه ما طاقت نداریم شرمندگی پدرمون را ببینیم
اندکی سکوت ...
گفت بعد اینكه حالش خوب میشه و میفهمه كه چه كار كرده شروع میكنه دسته پای هممون رو ماچ می كنه و معذرت خواهی می كنه
آخرین مطالب
- ■بهر برداری از ۷۰ هزار متر مربع آسفالت در شهر هرسین
- ■کلنگ زنی عملیات احداث ۱۴ غرفه در میدان بار هرسین
- ■افتتاح ۲۲پروژه عمرانی با اعتبار ۶۷میلیارد تومان
- ■دیدار فرماندار و مسئولین شهرستان با امام جمعه هرسین
- ■مراسم عزاداری رحلت پیامبر اکرم (ص) و امام حسن مجتبی (ع) در هرسین+عکس و فیلم
- ■اعتماد به دشمن عامل فریب است
- ■مهمترین راهکار مقابله با شایعه جهاد تبیین است
- ■وضعیت پایدار و سلامت کامل آب هرسین
- ■مقابله با چاههای آب غیرمجاز وظیفهای همگانی است
- ■بحران آب و حکایت ناگفتهی بیتوجهی به آب
نظر شما
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد