جانباز70درصد سید یارعلی موسوی از خاطرات دوران تفحص و مجروحیتش می گوید

کد خبر: 11264|05:07 - 1393/04/31
نسخه چاپی
<span style=\"color: rgb(204, 0, 23);\">دیوانگاه: </span>زمان جنگ سن وسالی نداشتم و نتوانستم در جبهه حضور پیدا کنم ولی به دلیل اشتیاقی که برای حضور در مناطق عملیاتی داشتم در
به گزارش خبرنگار دیوانگاه، زمان جنگ سن وسالی نداشتم و نتوانستم در جبهه حضور پیدا کنم ولی به دلیل اشتیاقی که برای حضور در مناطق عملیاتی داشتم در سال 75نامه ای آمد و درآن  قید شده بود که که کسانی که برای کار تفحص تمایل دارند جهت ثبت نام اقدام نمایند.
ما هم به دلیل اشتیاقی که داشتیم ثبت نام کردیم و با وجود اینکه طی یک دوره مدت حضور ما تمام شده بود قرار داد خود را دوباره تمدید کردیم.
مناطق عملیاتی محدود فعالیت ما شامل مهران، قصر شیرین، چنگوله و مناطق غرب کشور بود و مشخصاتی که ما برای تفحص از آن استفاده می کردیم شامل خاطرات همرزمان شهدا و مناطقی بود که شهدا را در آن دفن کرده بودند.
در یکی از روز هایی که برای تفحص به مناطق عملیاتی رفته بودیم در پایان روز که از تفحص پیکر شهدا مأیوس شده بودیم در مسیر برگشت تپه خاکی نظر ما را به خود جلب کرد و بعد از تفحص متوجه شدم که پیکر دو شهید است که یکی از آنها 16 سال داشت و وضعیتش مشخص بود ولی شهید دوم  متعلق به یک شهید گمنام بودهویتش نامشخص بود و فقط از روی پوتین او متوجه شدیم که ایرانی است.
                                                                                 نحوه مجروحیت جانباز 70 درصد سید یارعلی موسوی     
در منطقه مهران بر اساس یک مأموریت چند روزه به سومار اعزام شدیم یک شب قبل از مأموریت در عالم خواب دیدم که قد من کوتاه شده است پوتین هایم واکس زده و مرتب یک طرف گذاشته شده است و در بالای سرم یک رنگین کمان دیدم و در این خواب با خود می گفتم چه می شود که خداوند ذره ای از این زیبایی های خود را به من عطا کند و در این لحظه در همان حالت دیدم که دو دسته گل سرخ از همان رنگین کمان جلوی پای من افتاد و همان روز بعد از دیدن این خواب بود که در یک سراشیبی مشغول راه رفتن بودم که ناگهان یک انفجاری رخ داد و من اول با توجه به حرکات منافقین در منطقه فکر کردم از ناحیه آنهاست و لی بعد متوجه شدم پاهای من روی مین رفته و هر دو پای من قطع شده است و این چنین بود که خواب من تعبیر شد.
                                                                                 تقدیر از زحمات و فداکاری های همسر
در ادامه از زحمات همسرم که با وجود اینکه در شروع مجروحیتم هنوز در دوران نامزدی بودیم و ایشان می توانست در زندگی کردن با من مختار باشد ولی  با بیان این جمله که شما در حال حاضر با این مجروحیت نزد خدا و ملت عزیزتر شده اید شرایط مرا قبول کرد و زحمات زندگی و تربیت فرزندانم را متحمل شده و در این مسیر مشقت زندگی و شرایط من را قبول کرده تقدیر و تشکر می کنم.

جانباز70درصد سید یارعلی موسوی از خاطرات دوران تفحص و مجروحیتش می گوید
جانباز70درصد سید یارعلی موسوی از خاطرات دوران تفحص و مجروحیتش می گوید

    نظر شما

    دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد