به گزارش دیوانگاه به نقل از هیئت رزمندگان اسلام ستاد مرکزی، حرفهای ناگفتنی بسیار داشتند که برخی از آنان را در این گفتگو به ما گفتند که توجه شما را به متن این مصاحبه جلب می نمائیم.
هیات
) آقای منصوری بفرمایید که چطور شد که شما فرمانده سپاه شدید، در واقع
این انتخاب بود یا انتصاب و فرأیند قرار گرفتن در این مسئولیت را توضیح
بفرمایید.
بسم الله الرحمن الرحیم، در اسفند سال 57 چهار تشکیلات به
موازات هم ، بدون اطلاع همدیگر و بدون هماهنگی با یکدیگر به وجود آمدند،
با یک هدف تقریباً مشابه که دفاع از انقلاب و حفظ موجودیت کشور بود. در
مذاکره ی که با شورای انقلاب شد، مطرح شد که وجود چهار تشکیلات با یک هدف و
یک کار، مشکلاتی را به وجود می آورد و در عمل به صلاح نیست به اضافه این
که چهار تشکیلات عملاً به کسی پاسخگو نیستند چرا که خود جوش به وجود آمدند،
این چهار تشکیلات عبارت بود از گارد ملی که توسط دولت به وجود آمده بود که
بعداً اسم خودشان را به سپاه پاسداران عوض کردند. یک گروه مسلحی به نام
کمیته انقلاب اسلامی که سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی درست کرده بودند که
آن هم به نوعی بحث دفاع از انقلاب و امنیت کشور را داشتند. تعدادی از
دوستان قدیم زندان هم با هم یک تشکیلاتی را به وجود آوردیم در پادگان
جمشیدیه (دژبان مرکز) که من به اتفاق آقای زمانی معروف به ابوشریف و
محمودزاده و بجنوردی و چند نفر دیگر که کار می کردیم. چهارمین تشکیلات هم
که شهید محمد منتظری به وجود آورده بود به نام پاسداران انقلاب اسلامی با
مخفف پاسا. به هر حال در فروردین 58 این چهار گروه با هم جمع شدند و با هم
همکاری کردند. اساسنامه سپاه، تشکیلات سپاه و نحوه انتخاب شورای فرماندهی
سپاه، همه اینها را مشخص کردند که به تصویب شورای انقلاب اسلامی رسید. در
اساسنامه ی که سپاه نوشته بود و پیشنهاد داده بود، این بود که اعضای شورای
فرماندهی توسط شورای انقلاب تعیین شود. شورای انقلاب به ما گفتند خودتان
فرمانده را پیشنهاد دهید که ما از بین خودمان رأی گیری کردیم و بر اساس آن
اعضای شورای فرماندهی سپاه تقریبا مشخص شد. البته در مورد فرمانده سپاه یک
مقدار اختلاف بود و سرانجام نسبت به من رأی بیشتری داده شد، من خیلی اصرار
داشتم که نمی خواهم فرمانده سپاه باشم به این دلیل که می خواستم یا به
وزارت خارجه بروم یا صدا و سیما یا حتی وزارت آموزش پرورش.
هیات )
گرایش شما در پادگان جمشیدیه که در واقع اقدام به تشکیل سپاه کرده بودید
عمدتاً وابستگی جناحی و گروهیتان به کدام یک از احزاب و تشکیلات قبل از
انقلاب بر می گشت ؟
اولاً این چهار مجموعه خیلی اختلاف نداشتند به
جز آن گروهی که با دولت بودند که بیشترین تمایل را به نهضت آزادی داشتند.
ولی 3 گروه دیگر خیلی شبیه هم بودند، شخص خود من در آن زمان عضو شورای
مرکزی حزب جمهوری اسلامی بودم، به هر حال من پذیرفتم که به مدت 6 ماه
فرمانده سپاه باشم تا کسی را انتخاب کنند.
هیات ) من در خاطرم هست که در آن اساسنامه آمده بود فرمانده سپاه به انتخاب اعضای سپاه پاسداران باشد؟!
این در اساسنامه اولیه مطرح بود ولی در آن مقطع (فروردین 58) چنین چیزی عملی نبود چون هنوز کسی عضو سپاه نبود و سپاه رسمیت نداشت.
هیات
) آیا این ذهنیت نبود که عمداً این بند را آوردند تا به نوعی ماهیت حزبی
به سپاه بدهند که مثلاً فرمانده سپاه به انتخاب اعضایش است؟
حالا در
آن زمان یک تب شدید شورایی بر مملکت حاکم بود همه مملکت از طریق شورا
اداره می شد، روسای دانشگاه را اساتید انتخاب می کردند، استاندارها را مردم
استان انتخاب می کردند، اول انقلاب یک چنین تبی وجود داشت.
هیات ) این تب را بیشتر منافقین(مجاهدین خلق) ترویج نمی کردند؟
به
یک معنایی چپی ها ترویج می کردند، در واقع برای این که این حربه را از دست
آنها بگیریم لذا ما مشابه آنها حرف می زدیم یعنی به جایی رسیده بود که حتی
فرماندهان ارتش هم به رأی افسران انتخاب بشوند. هر افسری باید به رده
بالاتر از خودش رأی می داد، لذا تا ماه های اول مطرح بود که البته طبیعی
بود که در آن اوضاع آشفته هر کس یک نظری بدهد ولی به تدریج وقتی آمدند در
واقعیت اداره کشور دیدند اماکن پذیر نیست و این شکل از انتخابات اصلا معنی
ندارد.
هیات ) علت سوالم این بود که چون آن موقع در پادگان ولیعصر
(عج) بعضی از همین اعضای شورای فرماندهی سپاه می آمدند و تبلیغات می کردند
تا بچه های سپاه برای فرماندهی به آنها رأی بدهند؟
عرض کردم این بحث
ابتدا مطرح بود، بعدها مسائلی به وجود آمد به خصوص در دوره ی بنی صدر و
لذا این موضوع یک دوره مطرح شد ولی عملاً بعد از 6 ماه یا یک سال به کلی
منتفی شد به خصوص بعد از تصویب قانون اساسی (آذر 58) که صریحاً گفته شد
فرمانده سپاه توسط رهبری انقلاب تعیین می شود و اولین آن هم بنی صدر بود،
به عنوان فرمانده کل قوا، عملاً برنامه سپاه هم او تعیین کرد.
به هر
حال من برای 6 ماه فرماندهی سپاه را قبول کردم که عملاً 10 ماه فرمانده
بودم که بعد از این که فرمانده بنی صدر شد من گفتم با بنی صدر کار نمی کنم
چرا که من او را خائن می دانستم و به من ربطی نداشت که چرا امام ایشان را
انتخاب کردند.
هیات ) تحلیل شما از این که بنی صدر خائن است چیست؟ کما این که بعضی ها او را خائن نمی دانند؟
خوب من یک دیدگاهی را از سال 57 بر اساس تجزیه و تحلیل ها و صحبت هایش در آن موقع و مواضعی را که می گفت، می فهمیدم.
آدمها
آزادند که هر چه می خواهند بیان کنند ولی من می توانم بفهمم، از آنجا که
دلایل زیاد و اسناد زیادی وجود داشت که قرار است عراق به ایران حمله کند.
بعد بنی صدر در 17 شهریور در میدان شهدا می ایستد و چراغ سبز به عراق نشان
می دهد، بعد از این که حمله می شود باز در روز عاشورا آن جنجال عجیب را راه
می اندازد، بعد قضیه نخست وزیر و ده ها مسئله دیگر.
من نمی توانم
بگویم اشتباه کرده، نفهمیده، به عمد نمی گذاشت تشکیل دولت شود، دائماً علیه
دولت کارشکنی می کرد و تبلیغات می کرد و آخرش هم که دیدیم... بنده این را
عادی نمی دانستم، مجرم معمولی هم نمی دانم و جز خائن هیچ چیز دیگری نمی
توانم بگویم، ضمن این که اسنادش در ارتباط داشتن با آمریکایی ها، اسنادش
مربوط به این که در طبس دخالت داشته، اسناد مربوط به کودتای نوژه که او
هماهنگ کرده بود و...وجود دارد
حالا بعضی ها نمی خواهند بدانند خب
ندانند من که خودم متوجه هستم. به هر ترتیب 2 اسفند 58 من دیگر در سپاه
نبودم، خیلی اصرار داشتند که من عضو شورای فرماندهی سپاه بشوم که نظرم منفی
بود، رفتم و بخش فرهنگی سپاه را تأسیس کردم که از همان موقع برنامه
رادیویی، تلویزیونی، نشریات، کتابخانه و کلاً بخش های تبلیغاتی و کارهای
بسیاری دیگر را شروع به کار کردیم، تا فروردین 60 این کار را داشتم که در
فروردین 60 شهید رجایی از من خواستند به وزارت خارجه بروم، علیرغم این که
تمایل داشتم در سپاه بمانم ولی چون ایشان گفتند من مدتی سرپرست وزارت خارجه
شدم و نتوانستم کار خاصی انجام بدهم، لذا از چند نفر دعوت کرده بود که به
وزارت خارجه بیایند، من بودم، آقای شیخ الاسلام، آقای احمد عزیزی و آقای
عبداله نوری که بعداً به ما اضافه شد، ما معاون وزیر خارجه شدیم.
هیات
) آقای دکتر چه نگاهی وجود داشت که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با یک
زیربنای سالم و سلامت پی ریزی شد و این دیواره ها و تشکیلاتش خوب چیده شود
که دستاوردش این انقلابی است که تا الان ادامه دارد و بتواند از این انقلاب
به شایستگی حفاظت کند و تغییرات را متناسب با شرایط در خودش ایجاد کند؟
ما
در سپاه پاسداران نسبت به عضوگیری افراد و انتصاباتی که در داخل سپاه برای
مسئولیت های مختلف بود و همچنین برای اداره امور سپاه سعی می کردیم که
واقعاً ضوابط دینی و درستی اجرا شود. مثلاً ما هر کسی را برای سپاه عضوگیری
نمی کردیم بررسی و مطالعه می کردیم و اگر در جریان کار می دیدیم فرد
شایستگی لازم را ندارد اخراجش می کردیم و سکوت نمی کردیم. معمولاً در
دستگاههای دیگر به این سختی نبود.
دوم این که اساساً تمام نیروهای
سپاه افرادی از طبقات متوسط به پایین جامعه بودند آدم های به معنای واقعی
متدین؛ آدم هایی که واقعاً برای اسلام و برای مردم خدمت می کردند.
نکته
سوم این که ما سعی می کردیم مرتب برنامه های آموزشی و برنامه های
انتصاباتمان را تقویت کنیم، این طور نبود که امروز به کسی حکم دهیم و دیگه
رهایش کنیم، به محض این که احساس می کردیم اشتباه کردیم حکم را پس می
گرفتیم و با کسی رودروایستی نداشتیم.
شهرستانی بود که به اعضای
شورای فرماندهیش حکم دادیم و آنها شروع به کار کردند بعد از 2 ماه بر اساس
ضوابط فهمیدیم اشتباه کردیم و آنها شایستگی لازم را ندارند، بلافاصله عوض
کردیم.
هیات ) این ضوابط از کجا می آمد؟
ما اول کار تعیین
کردیم، عرض کردم بحث پایبندی به فرائض دینی، اخلاق و اجرای مقررات سپاه،
اعتقاد به امام و... را مشخص کرده بودیم. اگر هم خلافی می دیدیم گذشت نمی
کردیم و به این ترتیب در سپاه ما نسبت به تمام ارگانهای مملکت از ابتدا تا
الان اگر چه 32 ساله که در سپاه نیستم، اما می توانم بگویم به طور نسبی
کمترین تخلف اخلاقی و مالی را داشتیم.
در آبان 58 ما خواستیم تعدادی
را از سپاه بیرون کنیم بعد اینها متوجه شدند و رفتند متوسل به آقای لاهوتی
شدند، آقای لاهوتی هم آنها را به قم نزد امام برد، که در حضور امام شروع
به شکایت از شورای فرماندهی کردند. امام یه جمله ی جالبی گفتند، طوری
وانمود کردند که اصلاً من نمیشنوم شما چه می گویید و گفتند شما بروید ارتش
20 میلیونی را درست کنید بروید بسیج را درست کنید.
امام به ما
اعتماد داشتند چون عملکرد ما را می دیدند حتی بعدها که در سپاه هم نبودیم
امام که ما را می دید می گفتند می شناسمشان، قبولشان داریم و...
واقعاً در سپاه بچه بازی و خودسری و جناح بازی و فامیل بازی نکردیم.
هیات
) اسم جناح را آوردید در ابتدا در سپاه گروها و حزب ها ی مختلفی حضور داشت
با گرایش های مختلف سیاسی، اینها را چگونه مهار کردید؟
همه این ها
را در همان سال اول تسویه کردیم و از اواسط سال 59 دیگر از این باند بازی
ها در سپاه نبود همه را تسویه کردیم. نه تنها در تهران بلکه در شهرستانها
افرادی از جنبش مسلمانان مبارز بودند، بعضی از منافقین نفوذ کرده بودند همه
اینها را تسویه کردیم و محکم ایستادیم.
هیات ) از کسانی که با شما بودند چه کسانی در سپاه ماندند؟ چه از موسسین و چه از معاونین؟
ج/
تقریباً کسی نمانده، به این دلیل که یا شهید شدند مانند شهید (کلاهدوز) یا
از سپاه بیرون آمدند و به کار دیگری پرداختند مثل آقای شریعتمداری، آقای
محمدزاده؛ یا این که بازنشسته شدند و یا از دنیا رفتند. ولی کسی از آن دوره
را الان به خاطرم نمی آید.
هیات ) فکر کنم تنها کسی که در تشکیلات نظامی مانده آقای محمودزاده باشد که در ناجاست؟
ج/ خب ایشان در سپاه نیست و به یک معنا بازنشسته شده است.
هیات
) شاهد بودیم که منافقین تلاش زیادی کردند در سپاه نفوذ کنند و بعضاً یک
درگیری هم در پادگان ولیعصر داشتند، شناسایی آنها و اساس تشکیل واحد
اطلاعات سپاه که کشور تشکیلات اطلاعاتی نداشت، قوت و پا گرفتن آن در سالهای
اول انقلاب چه تدبیر و سیاستی کار می کرد که این موفقیت ها حاصل می شد؟
در
اساسنامه اولیه که برای سپاه نوشته شده بود یکی از اعضای شورای فرماندهی
سپاه مسئول اطلاعات و پرسنل بود (آقای بشارتی) یکی دو ماه که گذشت احساس
کردیم که هر دو کار مهم است و یک نفر نمی تواند، لذا با موافقت شورای
فرماندهی سپاه قرار شد ما یک معاونت جدید درست کنیم که آقای محسن رضایی را
حکم دادیم و ایشان مشغول شد و یک واحد اطلاعات درست کردیم که آرام آرام این
واحد یکی از شاخه های شورای فرماندهی شد و گسترش پیدا کرد، خدماتی که این
واحد در سال های 60 به بعد کرد فوق العاده است.
در جریان قضیه
منافقین و توده ای ها، البته با همکاری واحد اطلاعاتی نخست وزیری با کمیته
هم همکاری می شد. مجموعاً کار خیلی بزرگی شد و بعد هم اطلاعات جنگ که کار
کامل خود سپاه بود.
هیات ) ستادی برای کار شکل گرفته بود که این هماهنگی ها را انجام بدهد یا این که جلسات مشترک در کشور داشتند؟
با
هم یک ارتباط منظمی داشتند و بعضاً افراد رابط داشتند، مثلاً در سپاه یک
نفر را داشتیم که در اداره برون مرزی بود تمام تحولات و اخبار و... را
مبادله می کرد یا یک نفر را داشتیم در کمیته مرکزی که اطلاعات خوبی از
کمیته می آورد چون کمیته ها زیاد بودند، یا مثلاً با اطلاعات نخست وزیری
خیلی همکاری داشتیم و الی آخر...
به هر حال ما در یکی دو سال رشد
کردیم و این بخش خیلی رشد کرد و در سال 60 – 61 واحد اطلاعاتی صورت گرفت و
ضربات سنگینی به گروه های ضد انقلابی وارد شد که خودشان هم باور نمی کردند
البته باز هم می گویم که فقط اطلاعات سپاه نبود آنها هم بودند کار کردند،
همکاری کردند.
هیات) حضور گشت ثارا... ایده چه کسی بود؟
دقیقاً به خاطرم نیست ولی فکر می کنم که این ایده از شهربانی بود چون یک گشت آگاهی داشت برای ردیابی دزدها و...
در
واقع ما از آنها ایده گرفتیم و گشت ثاراله بیشتر برای مقابله با زنان
خیابانی، برای بدام انداختن دزدها و کمک به آگاهی شهربانی بود، اما اصل گشت
ثارا... نامحسوس بود برای همین می توانستیم ضربه های سنگینی به منافقین
بزنیم. مثلاً ما یکی از منافقین را می گرفتیم در ماشین می گذاشتیم و بعد در
خیابان ها راه می افتادیم و اون هر کسی را که می شناخت به ما نشان می داد و
ما آن فرد را می گرفتیم.
هیات ) یک جمله شهید محلاتی(ره) که از
امام نقل کردند این بود که: سپاه صددرصد نظامی، صددرصد فرهنگی. این جنبه
های فرهنگی و نظامی چه طور با هم تفکیک میشد یعنی شما در حوزه فرهنگی چه می
کردید که تاثیرات خودش را در جامعه بگذارد؟ این یک مأموریت کاملاً فرهنگی
بود ، تلفیقش با کار نظامی چگونه بود؟
در اساسنامه سپاه اتفاقا
تصریح شده بود که سپاه یک نیروی مکتبی است و بنابراین در یک اقدام به یک
شکل خاص منحصر نمی شود. حتی گفته شده بود اگر یک روزی لازم باشد ما به
دستگاهای مختلف مملکت هر کمکی لازم باشد انجام می دهیم، مثلا اگر زلزله شد و
مملکت به هم خورد نیروهای سپاه برای کمک می روند که نگویند ما فقط نیروی
مسلح هستیم و کاری به این نداریم که مردم زیر آوار ماندند! به همین دلیل از
ابتدا تا الان سپاه در تمام زمینه ها اگر لازم باشد کاری انجام بدهد می
دهد. اما در عین حال ما مهم ترین نقش خودمان را برای بلند مدت روی کار
فرهنگی آموزشی داشتیم که حتی از نظامی مهم تر بود، برای این که می گفتیم آن
چیزی که اساس نظام را در دراز مدت حفظ می کند قدرت فرهنگی است، اگر چه ما
متاسفانه در این قضیه نتوانستیم اون حرفی که اول زدیم را پیاده کنیم
هیات
) حالا به هر دلیلی که بود، دولت نگذاشت، هماهنگ نبود، ما خودمان کیفیت
لازم را نداشتیم، جنگ، منافقین، بنی صدر اینها در واقع نگذاشت، توطئه بنی
صدر توطئه کوچکی نبود.
مثلاً در حال حاضر قضیه مواد مخدر، بالاخره
مملکت را گرفتار کرده است، یا فرض بفرمایید این مناطق محروم که باید ساخته
شود آمدیم بسیج سازندگی درست کردیم. اینها در مجموع نگذاشت سپاه نقش اصلی
خودشان را در بخش فرهنگی انجام بدهد. با وجود این به شما بگویم که سپاه در
کار فرهنگی کارهای بزرگی انجام داده است. زمانی در کشور ما از پوستر و کتاب
و پلاکارد خبری نبود یعنی هیچ دستگاهی این کار را انجام نمی داد، اما ما
انجام دادیم، برنامه رادیویی و تلویزیونی پاسدار داشتیم، مجله پیام انقلاب،
نهال انقلاب، امید انقلاب همه ی اینها برای سپاه بود و اولین نشریاتی بود
که بعد از انقلاب آمدند. شما اگر بروید و تاریخ خدمات دفتر سیاسی سپاه را
ببینید قطعاً براتون جالب خواهد بود ( اون جزوات اون موضع گیری ها اون
جلسات و..)
ما فرماندهان سپاه را می خواستیم برای آنها 6 تا 10 ساعت
جلسه می گذاشتیم صحبت می کردیم، یکی راجع به منافقین، یکی راجع به ملی
گرایان، یکی راجع به گروه های چپ، خیلی قشنگ فرماندهان را توجیه می کردند و
بعد آنها به شهرستان ها می رفتند و خودشان کار می کردند، این موضوع خیلی
مهم بود.
هیات ) درباره تشکیلات بسیج بعد از فرمایشات حضرت امام (ره) و نحوه شکل گیری و تشکیل آن توضیح بفرمائید.
عرض
کنم که اواخر آبان 58 یک روز بند و داوودی شمسی ( اداره مالی سپاه) و
شهیدکلاهدوز با هم طبق قراری قبلی که با امام داشتیم رفتیم قم که گزارشی از
وضع سپاه بدهیم در راه که می رفتیم صحبت کردیم که، باید ترتیبی بدهیم که
در مملکت هر مسجد و محله، خودش مرکز اون محله بشود، یعنی امنیت هر محله و
آبادی هر مسجدی بتواند به عهده بگیرد اگه این طوری بشه ما از نظر امنیتی و
حتی از لحاظ خدمات مردم محروم و از نظر آبادیش وضعمون خیلی بهتر می شود.
آمدیم
و در هر مسجدی یک گروه 22 نفره تشکیل دادیم (با الهام از 22 بهمن)، که یک
نفر فرمانده گروه باشد و نفر دوم جانشین او، 2 تا گروه 10 نفره، یک روز این
گروه 10 نفره آماده باشه روز دیگه گروه دیگر و این امنیت محله بود، رفتیم و
این ایده را با امام مطرح کردیم، امام فرمدند فکر خوبیست بروید بررسی کنید
و اجرا کنید. غریب به این مضمون، همین صحبت ما با امام شد که یک هفته بعد
از ما اون افراد رفتند نزد امام و امام گفت بروید بسیج 20 میلیونی درست
کنید. لذا ما همان جا شروع کردیم.
به این 3 نفر گفتیم بنشینید و
بسیج را تشکیل دهید (هسته اولیه ) کجا ؟ سازمان دفاع ملی، آنجا مستقر شدیم،
آنجا هم یک رئیس داشت که بنی صدر گذاشته بود روحانی بود آدم خاصی بود، به
هر حال ما بسیج را به هر قیمتی بود راه انداختیم و اسم آن را هم گذاشتیم
بسیج مستضعفین و بالاخره در سال 59 ما با مجلس همکاری کردیم و مجلس یک
مصوبه داد که بسیج به سپاه ملحق شود، که بنی صدر داد و بیداد کرد اما فایده
ای نداشت چون شورای نگهبان تصویب کرد و این پا گرفت و سریع در همه کشور
بسیج تشکیل شد و بعد از آن شاخه های بسیج شکل گرفت البته شروع جنگ و ادامه
آن در گسترش بسیج خیلی نقش داشت، خوب ایده اولیه تشکیل بسیج 5 آذر سال 58
بود.
هیات ) علت ناراحتی آقای لاهوتی چه بود؟
خیلی بحث مفصلی دارد که ما را به غیبت می کشاند، در کتابمان (تاریخ شفاهی سپاه پاسداران) نوشتیم، البته زیر چاپ است.
هیات ) نیازمند های سپاه خصوصا نیازمند های تسلیحاتی در اوایل چگونه تامین می شد؟
ج/
ابتدای تاسیس سپاه معمولاً مردم سلاح هایی که داشتند را می آوردند و به ما
می دادند یک مقداری هم از کمیته ها می گرفتیم بعد که رسماً از شورای
انقلاب حکم گرفتیم و من هم عضو شورای امنیت ملی شدم ما نیازهای تسلیحاتی را
مطرح می کردیم که اولش طفره می رفتند ولی بعداً دستور دادند به ما بدهند و
گاهی هم از ما پول می گرفتند.
هیات ) شخص خاصی می داد ؟ وزارت دفاع می داد؟
نخست وزیر نامه به ستاد ارتش می داد که این مقدار به سپاه بدهند که آنها هم یا می دادند یا می گفتند پولش رو بدهید.
ولی از سال 60 آقای رفیق دوست شروع کرد در مقیاس های کلان به خرید و داستان چیز دیگری شد تا آنجا که ما گاهی به ارتش سلاح می دادیم.
هیات
) روز اولی که سپاه داشت تشکیل می شد تصور این را داشتید که 35 سال بعد
سپاه به این عظمت بشود حتی آقای هاشمی گفته از دولت قوی تره و دولت در
برابر سپاه عددی نیست، آیا همچین تصویری داشتید تا جایی که الان افرادی از
اجزای کوچکش وزیر و کاندید ریاست جمهوری و رئیس مجلس و... بشود؟
نه
تنها در مورد سپاه بلکه در هیچ مسئله ای ما نمی توانستیم چنین تصوری داشته
باشیم حالا در مورد جمهوری اسلامی فکر می کردیم که بعد از 34 سال این بشه
اما در مورد سپاه نه. ولی مطمئن بودیم که در برخورد با این گروهک ها و آدم
های یاغی موفقیم اما این که در جنگ بیایم جلو و در بحث های فرهنگی و
اقتصادی تأثیرگذار باشیم، نه همچین تصوری نداشتیم.
اگر گرفتاری های
سپاه کمتر بود و یک مقداری می توانست در زمینه فرهنگی سرمایه گذاری کند
امروز وضع کشور بهتر از این بود این طور نبود که رهبر معظم انقلاب بگویند
من از وضع فرهنگی کشور نگرانم.
هیات ) در حال حاضر شما اولویت اول سپاه را کار فرهنگی می دانید؟
عرض
می کنم که به یک معنا جوهره اصلی دفاع از انقلاب همه ابعاده ولی بعد
فرهنگی بر روی تمام آثار و جنبه های مملکت اثر می گذارد، اگر وجدان کاری
آدمها اصلاح شود تمام مسائل مملکت تحت شعاع قرار می گیرد، اگر قانون گرایی
حاکم شود اگر اعتقاد به خدا و قیامت در آدم ها درست شد در پی آن در تمام
کارهای مملکت اثر می گذارد، روی امنیت روی اقتصاد، سیاست و فرهنگ.
پایگاه خبری تحلیلی دیوانگاه12:09 - 1393/02/02
مصاحبه با آقای دکتر جواد منصوری اولین فرمانده سپاه پاسداران
<span style=\"color: rgb(166, 0, 18);\">دیوانگاه:</span> دوم اردیبهشت سالگرد تاسیس نهاد انقلابی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. به همین مناسبت جهت اطلاع از چگونگی شکل گیری این نهاد مقدس به سراغ اولین فرمانده سپاه آقای جواد منصوری رفتیم تا از کم و کیف نحوه تشکیل سپاه برایمان بگویند.