پایگاه خبری تحلیلی دیوانگاه03:19 - 1392/10/03
پشت در خانه ی مولا شلوغ بود.
پشت در خانه ی مولا شلوغ بود.
یتیم های کوفه شیر آورده بودند!
نمی دانم
شاید بعضی ها خوشحال شدند از این قدردانی.
من اما دلهره دارم
آخر ما هیچ وقت از شلوغی پشت در خانه ی مولا خیر ندیده ایم...
راستی کوفه!
این چند کاسه شیر
قرار *است* چقدر برای \"حســـین\" آب بخورد؟..................
باز باران با ترانه , با گهرهای فراوان , می خورد بر بام خانه
یادم آمد کربلا را , دشت پرشور و بلا را
گردش یک ظهر غمگین , گرم و خونین
لرزش طفلان نالان , زیر تیغ و نیزه هارا
با صدای گریه های کودکانه , واندرین صحرای سوزان
می دود طفلی سه ساله
پر ز ناله
دل شکسته
پای خسته
باز باران , قطره قطره , می چکد از چوب محمل
خاکهای چادر زینب(س) به آرامی , شود گل
باز باران ...
پشت در خانه ی مولا شلوغ بود.
<span style=\"color: rgb(239, 0, 27);\">به نقل از وبلاگ سبکبالان</span>، پشت در خانه ی مولا شلوغ بود.
پشت در خانه ی مولا شلوغ بود.
پشت در خانه ی مولا شلوغ بود.
یتیم های کوفه شیر آورده بودند!
نمی دانم
شاید بعضی ها خوشحال شدند از این قدردانی.
من اما دلهره دارم
آخر ما هیچ وقت از شلوغی پشت در خانه ی مولا خیر ندیده ایم...
راستی کوفه!
این چند کاسه شیر
قرار *است* چقدر برای \"حســـین\" آب بخورد؟..................
باز باران با ترانه , با گهرهای فراوان , می خورد بر بام خانه
یادم آمد کربلا را , دشت پرشور و بلا را
گردش یک ظهر غمگین , گرم و خونین
لرزش طفلان نالان , زیر تیغ و نیزه هارا
با صدای گریه های کودکانه , واندرین صحرای سوزان
می دود طفلی سه ساله
پر ز ناله
دل شکسته
پای خسته
باز باران , قطره قطره , می چکد از چوب محمل
خاکهای چادر زینب(س) به آرامی , شود گل
باز باران ...