پایگاه خبری تحلیلی دیوانگاه11:31 - 1392/09/02

19محرم سالروز حرکت اسرای کربلا به سمت شام

<span style=\"color: rgb(204, 0, 23);\">دیوانگاه:</span> مسیرکاروان اسرای کربلا از کوفه به شام و از شام تا مدینه، نسبتا طولانی را طی و از منزلگاه‌های متعددی عبور کردند.

به گزارش خبرنگار دیوانگاه،مسیرکاروان اسرای کربلا از کوفه به شام و از شام تا مدینه، نسبتا طولانی را طی و از منزلگاه‌های متعددی عبور کردند.
نوزدهم ماه محرم سال۶۱ هجری قمری کاروان اسرای کربلا را به سمت شام حرکت دادند...
بر اثر تبلیغات معاویه در دوران حکومتش و پس از آن، مردم شهر شام اهل بیتی غیر از معاویه و خانواده‌اش برای پیامبر گرامی اسلام (ص) نمی‌شناختند. بسیاری از آنچه که از مصائب امام سجاد (ع)، حضرت زینب (س) و کاروان اسرا شنیده‌ایم در این شهر رخ می‌دهد.

رخداد روز نوزدهم محرم سال ۶۱ هجری قمری به شرح زیر است:

«در این روز اهل بیت امام حسین (ع) را از کوفه به سوی شام حرکت دادند. زن‌هایی که غیر از خاندان بنی هاشم و از خانواده یاران امام حسین (ع) بوده و در کربلا اسیر شده بودند با شفاعت اقوام و قبایلشان نزد \"ابن زیاد\" از بند اسارت خلاص شدند و فقط زن‌های هاشمی برای اسارت به شام برده شدند.»
 پس از رسیدن نامه‌ی یزید مبنی بر اینکه سر مبارک سید الشهدا علیه السلام و کسانی که با او کشته شده‌اند و آنچه از آنها غارت شده و اهل و عیال او را نزد او بفرستند، عبیدالله بن زیاد دستور داد اسیران کربلا آماده شوند و امر کرد امام سجاد علیه السلام را با زنجیر ببندند.


سربازان نیز دست‌های او را به گردنش زنجیر کردند و سپس او و سایر اسرا را در پشت سرهای شهدا روانه کردند. مخفّر بن تعلبه عایزی و شمر بن ذی الجوشن همراه‌شان به راه افتادند و رفتند تا به گروهی که سر حضرت امام حسین علیه السلام نزدشان بود، و سپس به شام رسیدند. امام سجاد علیه السلام در طول راه به حمد خدا و تلاوت قرآن و استغفار مشغول بود و حتی یک کلمه با سربازان عبیدالله سخن نگفت تا کاروان به شام رسید.
حضرت صادق علیه السلام از پدرش از امام زین العابدین علیه السلام نقل کرده است که فرمود:« مرا بر شتری لنگ سوار کردند، بدون روپوشی و جهازی، و سر سید الشهداء علیه السلام بر نیزه‌ی بلندی بود و زنان بر اشتران پالان دار پشت سر من بودند و جماعتی که ظلم و ستم را از حد گذرانده بودند، با نیزه‌ها در جلو و عقب و اطراف ما بودند. هر گاه یکی از ما می‌گریست، سرش را به نیزه می‌کوبیدند تا آنگاه که وارد دمشق شدیم و کسی فریاد زد:« ای اهل شام، اینها اسیران اهل بیت ملعون هستند