به گزارش خبرنگار دیوانگاه، یادداشت_مسلم معین*/ قبل از سفر هیات ایرانی به نیویورک برای شرکت در اجلاس عمومی سازمان ملل به ریاست حسن روحانی؛ بارها اعلام شد که هیچ برنامه ای برای دیدار با مقامات ایالات متحده در برنامه دولتی ها نیست.
اما خبر ملاقات ظریف و اوباما در راهروهای سازمان ملل و دست دادن وزیر خارجه ایران با اوباما نشان داد که تیم سفر کرده به نیویورک برای دیدار با آمریکایی ها چندان بدون برنامه نبوده است.
بعد از پایان مذاکرات هسته ای و تهیه جمع بندی مذاکرات، رهبر معظم انقلاب یکی از فواید این گفتگو ها را بسته شدن در بحث های طولانی هسته ای عنوان کردند و تاکید داشتند آمریکا می خواهد به هر نحوی پا لای در مذاکرات بگذارد.
با این وجود سوالات مختلفی از دیپلماتهای دولت یازدهم از سوی افکار عمومی قابل پرسش است:
1. گرچه در زندگی دیپلماتیک آقای ظریف اتفاق ها نقش تعیین کننده داشته اند اما آیا در فضای سیاست خارجی آمریکا با محوریت رئیس جمهورش دیدار با مقامات کشوری که بزرگترین مخالف سیاستهای قلدر مآبانه کاخ سفید است می تواند اتفاقی انجام شده باشد؟ تلاش برای بی برنامه نشان دادن دولت در سیاست خارجی با توجه به سوابق رفتارهای دیپلماتیک یاران ظریف باور پذیر است اما چون یک طرف این دیدار کشوری با برنامه مدون برای جنگ افروزی و براندازی است، می توان دیدار راهرویی را یک اتفاق دانست؟
2. آیا تمایل و ذوق زدگی ظریف برای دست دادن با اوباما قابل کتمان است؟ اگر چنین نیست چرا آقای دیپلمات پذیرفته است که دیدار و گفتگویی راهرویی که انعکاس خبری آن سبب زدودن وجاهت از روابط خارجی ایران است، شکل بگیرد؟ اگر این تمایل و برنامه ریزی نبوده است چنانچه مثلا مقامات رژیم جعلی اسرائیل در مقابل ظریف ظاهر می شدند وی با آنها هم مصافحه می کرد؟
3. در شرایطی که دیدار با مقامات ایالات متحده به عنوان شیطان عظیم و رئیس جمهورش به عنوان عامل اصلی جنگ افروزی در منطقه و قتل عام زنان و کودکان در یمن و عراق و سوریه خلاف عزتمندی است و هم زمان در شرایطی که هزاران انسان احرام بسته ایرانی به خاک و خون کشیده شده اند و نیاز به دیدار های دیپلماتیک برای رفع دغدغه ملت مسلمان ضروری است، چگونه است که آقای ظریف با وساطت شیوخ عربی هم قادر به دیداری در این زمینه نمی شود اما خیلی اتفاقی با عالی ترین مقام آمریکا رو به رو شده و گفتگو می کند؟ آیا این معادلات برای دیپلماتهای دولت یازدهم مساوی با این نتیجه گیری نیست که سود حاصل از تحقیر دیپلماتیک دیدار در راهرو با پوشش اتفاقی، به جیب آمریکا برای ترمیم وجهه بین المللی خود می رود و اگر چنین نبود به آقای ظریف اجازه می دادند خیلی هم اتفاقی مثلا با وزیر خارجه سعودی ها دیدار کند؟
4. آیا وزارت خارجه گمان نمی کند که چنین دیدارهای راهرویی که نمی تواند بدون برنامه ریزی شکل بگیرد و در عین حال تلاش می شود بدون برنامه جلوه داده شود و از قبل هم از اساس رد شده بود بی اعتمادی مردم به دولتمردان را رقم میزند؟ آیا چنین دیدارهایی که از سنخ مکالمه تلفنی حجت الاسلام روحانی با اوباما در سال گذشته است این موضوع را به اذهان متبادر نمی کند که بسیاری دیگر از به اصطلاح اتفاقات!! با هماهنگی های پنهان دو دولت انجام میشود؟
دولت علاوه بر ارائه پاسخ برای سوالاتی این چنین؛ باید بداند که با تداوم مسیر دیپلماسی اتفاقی (که تیتر و عکس روزنامه های زنجیره ای امروز نشان می دهد به هیچ وجه اتفاقی در کار نیست) علاوه بر پای آمریکا، دست ظریف را هم لای در مذاکراتی که به سود کاخ سفید خواهد بود قرار داده است.
* فعال سیاسی رسانه ای_دانشجوی دکترای مدیریت رسانه
