پایگاه خبری تحلیلی دیوانگاه03:49 - 1393/04/08

حلول ماه رمضان،ماه نزول قرآن بر مسلمین جهان مبارک باد

<span style=\"color: rgb(166, 0, 18);\">دیوانگاه:</span> رمضان نام ماه نهم از ماه هاى عربى و ماه روزه اسلامى است و آن ماه نزول قرآن است «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ …»

به گزارش خبرنگار دیوانگاه،رمضان در لغت عبارت است از: شدّت حرارت و حرارت سنگ از شدّت حرارت خورشید، و نیز گفته شده که از «حرّ» گرفته شده که به معنای برگشت از بادیه به شهر می باشد         
امّا در اصطلاح رمضان نام ماه نهم از ماه هاى عربى و ماه روزه اسلامى است و آن ماه نزول قرآن است «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ …»
هرآنچه که در عالم هستی وجود دارد، حقیقت و باطنی دارد؛ زیرا دنیا تنزّل یافتۀ عوالم بالا است، هرچه در عالم دنیا هست نمونه ای است از آنچه در عالم معنا است. احکام و قوانین الاهی هم که در دنیا به صورت دین و دستورات عبادی ظهور کردند، اسرار و باطنی دارند. اشیا، زمان ها و مکان ها نیز دارای حقیقت و باطن می باشند. یکی از آن زمان ها، ماه مبارک رمضان می باشد. در فرهنگ اسلامی ماه رمضان یکی از مهم ترین و محترم ترین ماه های سال است؛ ماهی که نزد مسلمانان به ماه عبادت و طهارت معروف بوده و آن را -به تعبیر پیامبر(ص)- ماه خدا می نامند.
این تمرین یک ماهه در کفّ نفس و خودداری از درخواست نفسانی، تمرینی مفید و نیکو است برای تقویت اراده و خویشتن داری در باقی سال؛ چون انسانی که یک ماه به دستور الهی در مقابل خواست حلال نفس خویش مقاومت کرده و فقط به خاطر رضای خداوند از نیازهای طبیعی خود مانند خوردن و آشامیدن اجتناب نموده است، این قدرت را خواهد داشت تا در ۱۱ ماه دیگر سال در مقابل وساوس شیطانی و درخواست های نفسانی نفس امارة خویش مقاومت نموده و اهل تقوی و فلاح گردد.
امام سجاد (ع) این ماه را «ماه طهارت» خوانده، ایامی که بنده وجود خود را از تمایلات مادی و حیوانی زدوده و با روزه و امساک از آنها، ضمن تطهیر جسم، به تطهیر جان نیز می پردازد تا روحش در عالم پاکی و تعالی، بهره مند انوار هدایت بخش خالق ازلی باشد.
پس می توان گفت حقیقت ماه رمضان عبارت است از آزادی از خود؛ آزادی از خود حیوانی، و تولد خود الهی.
ماه مبارک رمضان، ماه تخلق به اخلاق الهی است و حقیقت و باطن آن عبارت است از رسیدن به لقای خداوند زیرا هرچه غیر خدا است،در معرض زوال و تغییر است و نمی تواند جزای انسان باشد؛ جزای روزه دار، لقای حق است.
 
روزه در ادیان گذشته به طور کلّی در تمام أوقات در میان هر طائفه و هر ملّت و مذهب در موقع ورود اندوه و زحمت غیر مترقّبه معمول بوده است … قوم یهود غالباً در موقعى که فرصت یافته می خواستند اظهار عجز و تواضع در حضور خدا نمایند، روزه مى‏داشتند، تا گناهان خود را اعتراف نموده، به واسطه روزه و توبه رضاى حضرت اقدس إلاهى را تحصیل نمایند.
از تورات و انجیل موجود در دست یهود و نصارا هیچ دلیلى که دلالت کند بر وجوب روزه بر این دو ملت دیده نمى‏شود، تنها در این دو کتاب فرازهایى است که روزه را مدح مى‏کند،